نهج البلاغه خطبه ۶۷

از ویکی تنزیل (قرآن)
پرش به: ناوبری، جستجو

و من كلام له (علیه السلام): قالوا لما انتَهَت إلى أميرالمؤمنين (علیه السلام) أنباء السقيفة بعد وفاة رسول الله (صلی الله علیه وآله)، قال (علیه السلام) ما قالت الأنصار؟ قالوا قالت: منّا أمير و منكم أمير. قال (علیه السلام):

فَهَلَّا احْتَجَجْتُمْ عَلَيْهِمْ بِأَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله) وَصَّى بِأَنْ يُحْسَنَ إِلَى مُحْسِنِهِمْ وَ يُتَجَاوَزَ عَنْ مُسِيئِهِمْ؟ قَالُوا وَ مَا فِي هَذَا مِنَ الْحُجَّةِ عَلَيْهِمْ؟ فَقَالَ (علیه السلام) لَوْ كَانَت الْإِمَامَةُ فِيهِمْ لَمْ تَكُنِ الْوَصِيَّةُ بِهِمْ. ثُمَّ قَالَ (علیه السلام) فَمَا ذَا قَالَتْ قُرَيْشٌ؟ قَالُوا احْتَجَّتْ بِأَنَّهَا شَجَرَةُ الرَّسُولِ (صلی الله علیه وآله). فَقَالَ (علیه السلام) احْتَجُّوا بِالشَّجَرَةِ وَ أَضَاعُوا الثَّمَرَة.


حديث «قلم و دوات» يا «قلم و قرطاس» «صحيح بخارى» ديده مى شود. در اين کتاب در باب «مرض النبى(صلى الله عليه وآله)» از «سعيد بن جبير» از «ابن عبّاس» نقل شده که مى گفت: «هنگامى که رسول خدا(صلى الله عليه وآله) در آستانه رحلت از دنيا، قرار گرفت و اطراف حضرت گروهى حاضر بودند، فرمود: «هَلُمُّوا أَکْتُبْ لَکُمْ کِتَاباً لاَ تَضِلُّوا بَعْدَهُ; (قلم و دوات و کاغذى) بياوريد تا نامه اى براى شما بنويسم که به برکت آن بعد از آن هرگز گمراه نشويد.»

فَقَالَ بَعْضُهُمْ إِنَّ رَسُولَ اللّهِ قَدْ غَلَبَهُ الْوَجَعُ وَ عِنْدَکُمُ الْقُرْآنُ حَسْبُنَا کِتابُ اللّهِ; بعضى از حاضران گفتند: «بيمارى بر پيامبر(صلى الله عليه وآله) غلبه کرده (و العياذ باللّه هذيان مى گويد) و نزد شما قرآن است و قرآن براى ما کافى است». در ميان حاضران غوغا و اختلاف افتاد; بعضى مى گفتند: «بياوريد تا حضرت بنويسد و هرگز گمراه نشويد!» و بعضى غير از آن را مى گفتند; هنگامى که سر و صدا و غوغا و اختلاف فزونى گرفت، رسول خدا(صلى الله عليه وآله) (با ناراحتى شديد) فرمود: «برخيزيد و از نزد من برويد.»