نهج البلاغه خطبه ۶۶

از ویکی تنزیل (قرآن)
پرش به: ناوبری، جستجو

قسمت اول خطبه ۶۶[ویرایش]

و من كلام له (علیه السلام) في تعليم الحرب و المقاتلة و المشهور أنه قاله لأصحابه ليلة الهرير [۱] أو أول اللقاء بصفين:


مَعَاشِرَ الْمُسْلِمِينَ اسْتَشْعِرُوا الْخَشْيَةَ وَ تَجَلْبَبُوا السَّكِينَةَ [۲]وَ عَضُّوا عَلَى النَّوَاجِذِ، [۳] فَإِنَّهُ أَنْبَى [۴] لِلسُّيُوفِ عَنِ الْهَامِ وَ أَكْمِلُوا اللَّأْمَةَ [۵] وَ قَلْقِلُوا السُّيُوفَ [۶]

فِي أَغْمَادِهَا قَبْلَ سَلِّهَا وَ الْحَظُوا الْخَزْرَ [۷] وَ اطْعُنُوا الشَّزْرَ [۸] وَ نَافِحُوا بِالظُّبَى [۹] وَ صِلُوا السُّيُوفَ بِالْخُطَا.[۱۰]

قسمت دوم[ویرایش]

وَ اعْلَمُوا أَنَّكُمْ بِعَيْنِ اللَّهِ وَ مَعَ ابْنِ عَمِّ رَسُولِ اللَّهِ، فَعَاوِدُوا الْكَرَّ وَ اسْتَحْيُوا مِنَ الْفَرِّ فَإِنَّهُ عَارٌ فِي الْأَعْقَابِ وَ نَارٌ يَوْمَ الْحِسَابِ، وَ طِيبُوا عَنْ أَنْفُسِكُمْ نَفْساً وَ امْشُوا إِلَى الْمَوْتِ مَشْياً سُجُحاً [۱۱] وَ عَلَيْكُمْ بِهَذَا السَّوَادِ الْأَعْظَمِ وَ الرِّوَاقِ الْمُطَنَّبِ، [۱۲] فَاضْرِبُوا ثَبَجَهُ [۱۳] فَإِنَّ الشَّيْطَانَ كَامِنٌ فِي كِسْرِهِ [۱۴] وَ قَدْ قَدَّمَ لِلْوَثْبَةِ يَداً وَ أَخَّرَ لِلنُّكُوصِ[۱۵] رِجْلًا، فَصَمْداً صَمْداً [۱۶] حَتَّى يَنْجَلِيَ لَكُمْ عَمُودُ الْحَقِّ، «وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَ اللَّهُ مَعَكُمْ وَ لَنْ يَتِرَكُمْ أَعْمالَكُمْ».


الفَرّ: فرار. عَارٌ فِى الأعْقَابِ: عار و ننگ است براى فرزندان، زيرا فرزندان از فرار پدرانشان ننگ خواهند داشت. السُجُح: آسان، آرام. الرِوَاق: چادر، خيمه. المُطَنَّب: محكم شده به وسيله طناب، طناب كشى شده. الثَبَج: ميان، وسط. كِسْرِهِ: قسمت پائين آن، كنار آن. الصَّمد: قصد، يعنى بر قصد خود استوار باشيد.

لَنْ يَتِرَكُمْ اعْمَالَكُم: پاداش اعمالتان را هرگز كم نخواهد كرد.
  1. در لغت به زوزه سگ در شب‌های سرد زمستانی هریر گفته می‌گویند. علامه مجلسی در علت نام‌گذاری این شب می‌نویسد: «به دلیل سر و صدای زیاد جنگجویان و تحت فشار قرار گرفتن معاویه و ترسیدن او از شدت درگیری و پیروزی سپاه عراق، هریر نام گرفته است؛ چرا که هریر به ناله سگ در سرمای سخت گویند.» اشعث بن قیس نیز در لیلة الهریر خطبه‌ خواند. وی با بیان عدم ترس از ادامه جنگ، ادامه جنگ را به صلاح اعراب ندانست و گفت: «ای توده مسلمان، دیدید كه دیروز بر شما چه گذشت و چه اندازه از (دلیران) عرب نابود شدند. به خدا سوگند من بدین عمری كه به خواست خدا سپری كرده‌ام هرگز روزی چنین (صعب) ندیده بودم. هان، حاضران به غایبان باز گویند: به راستی اگر ما فردا از پیكار باز نایستیم نسل عرب یكسره نیست و نابود شود و حرمت‌هایی كه باید نگهداشته آید جمله تباه گردد. به خدا سوگند من این سخنان را از روی هراس از مرگ نمی‌گویم، لیكن من مردی كهنسالم و بر [زنان و] فرزندان پروا دارم كه اگر فردا همه نابود شویم چه بر سر آنان خواهد آمد.» معاویه از این سخنان اشعث تمجید کرده و وی را ستود، شامیان نیز چنین سخنانی را خطاب به کوفیان بر زبان راندند و مقدمات پیشنهاد عمروعاص مبنی بر قرآن به سر نیزه‌ها کردن و به دنبال آن جریان حکمیت فراهم شد. روز هریر روز هریر نیز مانند شب، با جنگ و خونریزی همراه بود. سپاهیان دو طرف به جنگ ادامه دادند، گزارش‌ها حاکی از کسوف خورشید در این روز است. با کسوف خورشید جنگ کمی آرام گرفت ولی پس از باز شدن دوباره دو گروه به پیکار پرداختند و از طرفین بسیاری کشته شدند. زمان «لیلة الهریر» مصادف شب جمعه ۱۱ صفر سال ۳۷ق بود. برخی این واقعه را در سه شنبه ۱۰ ربیع‌الاول سال ۳۸ق دانسته‌اند. تشابه اسمی در تاریخ اسلام، شبی از شب‌های نبرد قادسیه را نیز لیلة الهریر می‌گویند سند خطبه: اين خطبه را گروه كثيرى از مورّخان و محدّثان قبل از مرحوم «سيّد رضى» و بعد از او به طور كامل يا بخشى از آن را نقل كرده اند. از جمله كسانى كه قبل از «سيّد رضى» مى زيسته اند و آن را نقل كرده اند: «نصر بن مزاحم» در كتاب «صفّين» و «حافظ» در كتاب «البيان والتبيين» و «فرات بن ابراهيم» كه در عهد امام «علىّ بن موسى الرضا عليه السلام» مى زيسته در تفسير معروف خود و« مسعودى» در« مروج الذهب» مى باشند.(مصادر نهج البلاغه، جلد 2، صفحه 52.)
  2. خشیت لباس زیر باشد خوف از خداوند همراه با بزرگی او و تعظیم . ولی سکینه و ارامش لباس بلند روین باشد جلباب
  3. نواجذ جمع ناجذ دندانهای عقل است دندانهای عقل را بهم بفشار
  4. فشردن دندانها بهم باعث کندی شمشیر دشمن در سر است هام جمع هامه به معنای سر است أنبى» از مادّه «نَبْو» (بر وزن نبض) به معناى ارتفاع چيزى نسبت به چيز ديگر و دور شدن از آن است; به همين دليل، هنگامى که شمشيرها کارگر نشود اين واژه در مورد آن به کار مى رود; گويى از آن دور مى شود و فاصله مى گيرد.
  5. لأمة» (بر وزن رحمة) در اصل به معناى اجتماع و اتّفاق است; از همين رو هنگامى که دهانه زخم به هم آيد و خوب شود به آن «التيام» گفته مى شود و «لأمه» به معناى زره است، شايد از اين جهت که حلقه هاى آن با هم جمع شده و گره خورده است و گاه اين واژه به معناى هر گونه سلاح بکار مى رود.
  6. «قَلْقِلُوا» از مادّه «قَلْقَله» (بر وزن مرحمه) به معناى حرکت دادن و لرزاندن است. «أَغْماد» جمع «غِمْد» (بر وزن رند) به معناى غلاف شمشير است و لذا در مورد پاره اى از گياهان که خارهاى آن لابه لاى برگ ها پنهان است اين مادّه به کار مى رود.
  7. الخَزَر: (اگر در متن خطبه «خزر» آمده بخاطر رعايت وزن كلمه بعدى است)، با گوشه چشم نگاه كردن و اين نگاه علامت خشم و غضب است.
  8. الشَزْر: از چپ و راست شمشير و نيزه زدن.
  9. نَافِحُوا: بزنيد، بجنگيد. الظُبَا: قسمت تيز و برنده شمشير.
  10. صِلُوا السُّيُوفَ بِالْخُطَا: شمشيرها را به قدمهاى دشمنان متصل كنيد (آنها را كاملا تعقيب كنيد)
  11. السُجُح: آسان، آرام. جمله «طيبُوا نفساً» تعبيرى است که در مواردى که انسان از چيزى با رضايت و طيب خاطر استقبال مى کند به کار مى رود و «نفساً» در اين گونه موارد، به عنوان «تميز» منصوب است.
  12. المُطَنَّب: محكم شده به وسيله طناب، طناب كشى شده.رواق . [ رِ / رُ ] (ع اِ) خانه ای که به خرگاه ماند و یا سایبان . (منتهی الارب ). خانه ٔ شبیه فسطاط . (از اقرب الموارد). سقف مقدم خانه . (مهذب الاسماء)
  13. وسط
  14. «کِسْر» (بر وزن مصر) به معناى گوشه پايين خيمه است و شايد اطلاق اين واژه بر اين معنا به خاطر چين و شکنى است که در اين قسمت از خيمه پيدا مى شود.
  15. «وَثْبه» از مادّه «وَثْب» (بر وزن نصر) در اصل به معناى پيروزى و ظفر است و به معناى پريدن و جستن براى گرفتن چيزى نيز آمده است که تناسب با ريشه اصلى آن دارد. «نُکُوص» به معناى عقب نشينى و بازگشت از انجام کارى است و معمولاً در موارد عقب نشينى از کار خير، به کار مى رود
  16. «صَمْد» (بر وزن حمد) به دو معنا آمده است: يکى «قصد کردن» و ديگرى «استحکام و صلابت» و بعيد نيست هر دو به يک ريشه برگردد; زيرا قصد هنگامى که محکم باشد داراى صلابت خاصّى است و «صَمَد» (بر وزن سبب) به معناى کسى است که نيازمندان به سراغ او مى روند و به معناى مکان رفيع و بالا و همچنين موجودى که درون آن خالى نيست، آمده و همه اينها با ريشه اصلى اين لغت، تناسب دارد و در جمله بالا به معناى ايستادگى و مقاومت و صبر و شکيبايى در برابر دشمن است.