خطبه ۹۴ نهج البلاغه

از ویکی تنزیل (قرآن)
پرش به: ناوبری، جستجو

اللّه تعالى‏:[ویرایش]

فَتَبَارَكَ اللَّهُ الَّذِي لَا يَبْلُغُهُ بُعْدُ الْهِمَمِ وَ لَا يَنَالُهُ حَدْسُ الْفِطَنِ، الْأَوَّلُ الَّذِي لَا غَايَةَ لَهُ [فَيَنْتَهِي‏] فَيَنْتَهِيَ وَ لَا آخِرَ لَهُ [فَيَنْقَضِي‏] فَيَنْقَضِيَ‏.


بزرگ است خداوندى كه همتهاى والا حقيقت ذاتش را درك نكند و به حدس زيركان درنيابد. اوّلى كه او را پايان نيست كه بدان منتهى شود و آخرى نيست تا زمانش منقضى گردد.

منها في وصف الأنبياء:[ویرایش]

فَاسْتَوْدَعَهُمْ فِي أَفْضَلِ مُسْتَوْدَعٍ وَ أَقَرَّهُمْ فِي خَيْرِ مُسْتَقَرٍّ، تَنَاسَخَتْهُمْ كَرَائِمُ الْأَصْلَابِ إِلَى مُطَهَّرَاتِ الْأَرْحَامِ، كُلَّمَا مَضَى مِنْهُمْ سَلَفٌ قَامَ مِنْهُمْ بِدِينِ اللَّهِ خَلَفٌ. حَتَّى أَفْضَتْ كَرَامَةُ اللَّهِ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى إِلَى مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه وآله) فَأَخْرَجَهُ مِنْ أَفْضَلِ الْمَعَادِنِ مَنْبِتاً وَ أَعَزِّ الْأَرُومَاتِ مَغْرِساً مِنَ الشَّجَرَةِ الَّتِي صَدَعَ مِنْهَا أَنْبِيَاءَهُ وَ انْتَجَبَ مِنْهَا أُمَنَاءَهُ. عِتْرَتُهُ خَيْرُ الْعِتَرِ وَ أُسْرَتُهُ خَيْرُ الْأُسَرِ وَ شَجَرَتُهُ خَيْرُ الشَّجَرِ، نَبَتَتْ فِي حَرَمٍ وَ بَسَقَتْ فِي كَرَمٍ، لَهَا فُرُوعٌ طِوَالٌ وَ ثَمَرٌ لَا يُنَالُ؛ فَهُوَ إِمَامُ مَنِ اتَّقَى وَ بَصِيرَةُ مَنِ اهْتَدَى، سِرَاجٌ لَمَعَ ضَوْؤُهُ وَ شِهَابٌ سَطَعَ نُورُهُ وَ زَنْدٌ بَرَقَ لَمْعُهُ، سِيرَتُهُ الْقَصْدُ وَ سُنَّتُهُ الرُّشْدُ وَ كَلَامُهُ الْفَصْلُ وَ حُكْمُهُ الْعَدْلُ. أَرْسَلَهُ عَلَى حِينِ فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ وَ هَفْوَةٍ عَنِ الْعَمَلِ وَ غَبَاوَةٍ مِنَ الْأُمَمِ‏.


تَنَاسَخَتْهُمْ: آنها را منتقل كرد. الْمَنْبِت: محل روييدن. الَارُومَات: جمع ارومة، اصلها. الْمَغْرِس: محل غرس نهال. صَدَعَ فُلَاناً: بخاطر جود و كرمش قصد او كرد، آهنگ او نمود، صدع: شكافت، پراكنده كرد، آشكار نمود. انْتَخَبَ: برگزيد. عِتْرَتُهُ: اهل بيتش، عترة الرّجل: فرزند و اقوام نزديك او. بَسَقَتْ: بلند شد، قد كشيد. الْقَصْدُ: ميانه روى. الْفَتْرَة: فاصله زمانى بين دو پيامبر. هَفْوَة: لغزش و انحراف. صَدع: شكافته است أسرة: خويشاوندان نزديك بَسَقَت: بلند و بالا شده است غَباوَة: جهل و كودنى

زَنْد : مص- ج زِنَاد و ازْنُد و ازْنَاد ( ع ا ): بند دست كه وصل كننده ى آرنج به كف دست مى باشد ،


در وصف پيامبران‏: خداوند پيامبران را در بهترين وديعتگاهها به وديعت نهاد و در شريف‏ترين قرارگاهها جاى داد. آنان را از صلبهايى كريم به رحمهايى پاكيزه منتقل فرمود. هرگاه يكى از ايشان از جهان رخت بربست ديگرى براى اقامه دين خدا جاى او را گرفت. تا كرامت نبوت از سوى خداوند سبحان نصيب محمد (صلى اللّه عليه و آله) گرديد. او را از نيكوترين خاندانها و عزيزترين دودمانها بيرون آورد، از شجره ‏اى كه پيامبرانش را از آن آشكار نموده بود و امينان وحى خود را از آن برگزيده بود. خاندان او، بهترين خاندانهاست و اهل بيتش، نيكوترين اهل بيتها. شجره او كه بهترين شجره‏ هاست در حرم روييده و در بستان مجد و شرف باليده است. شاخه ‏هايش بلند و ثمرتش دور از دسترس. اوست پيشواى پرهيزگاران و چشم بيناى هدايت يافتگان. اوست چراغ‏ پرفروغ و شهاب درخشان و آتش‏زنه فروزان. سيرتش ميانه روى است، آيينش راهنماينده، كلامش جدا كننده حق از باطل و داوريش قرين عدالت. او را در زمانى فرستاد كه پيامبرانى نبودند و مردم در گرو خطاها و لغزشها بودند و امّتها در نادانى و بيخبرى گرفتار.


عِظَةُ الناس‏:[ویرایش]

اعْمَلُوا رَحِمَكُمُ اللَّهُ عَلَى أَعْلَامٍ بَيِّنَةٍ، فَالطَّرِيقُ نَهْجٌ‏ يَدْعُوا إِلى‏ دارِ السَّلامِ وَ أَنْتُمْ فِي دَارِ مُسْتَعْتَبٍ، عَلَى مَهَلٍ وَ فَرَاغٍ، وَ الصُّحُفُ مَنْشُورَةٌ وَ الْأَقْلَامُ جَارِيَةٌ وَ الْأَبْدَانُ صَحِيحَةٌ وَ الْأَلْسُنُ مُطْلَقَةٌ وَ التَّوْبَةُ مَسْمُوعَةٌ وَ الْأَعْمَالُ مَقْبُولَة.


اعْلَام بَيَّنَة: نشانه‏ هاى روشن. نَهْجٌ: واضح و روشن. المُسْتَعْتَب: كسى كه از او رضايت خواسته ميشود، مقصود در اينجا طلب رضايت خداوند بواسطه اعمال صالح است‏.


دار مُستَعتَب: خانه‏ اى كه در آن رضايت بدست آوردن ممكن است، از ماده: عتبى: درخواست رضايت نمودن


خداوند بر شما رحمت آورد، نشانه‏ هاى آشكار را، در عمل، پيشواى خود سازيد. راه، گشاده و روشن است و شما را به سراى صلح و سلامت -يعنى بهشت- مى ‏خوانند. اكنون در سرايى هستيد كه در آن براى كسب رضاى خداوندى آسودگى و فرصت داريد. نامه ‏ها گشوده است و قلمها جارى است و تن‏ها دست و زبانها آزادند. توبه ی توبه كنندگان شنيده می ‏شود و اعمال پرستندگان پذيرفته مى ‏آيد