خطبه ۷۸ نهج البلاغه

از ویکی تنزیل (قرآن)
پرش به: ناوبری، جستجو

و من كلام له (علیه السلام) من كلمات كان يَدعو بها: اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي مَا أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنِّي فَإِنْ عُدْتُ فَعُدْ عَلَيَّ بِالْمَغْفِرَةِ، اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي مَا وَأَيْتُ [۱]مِنْ نَفْسِي وَ لَمْ تَجِدْ لَهُ وَفَاءً عِنْدِي، اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي مَا تَقَرَّبْتُ بِهِ إِلَيْكَ بِلِسَانِي ثُمَّ خَالَفَهُ قَلْبِي، اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي رَمَزَاتِ [۲]

الْأَلْحَاظِ وَ سَقَطَاتِ الْأَلْفَاظِ وَ شَهَوَاتِ الْجَنَانِ وَ هَفَوَاتِ اللِّسَانِ‏.

[۳]


وَأيتُ: وعده دادم رَمَزات: جمع رمزة: اشاره ها ألحاظ: جمع لحظ: نگاه و نظر سَقَطات: چيزها و حرفهاى لغو و بيهوده شَهَوات الجَنان: خواسته هاى قلب و دل هَفَوات: لغزش ها و خطاها جمع هفوة


از سخنان آن حضرت (ع) در دعا: اى خداوند، بيامرز آن گناهان مرا، كه تو از من داناتر به آنها هستى. اگر بار ديگر مرتكب شدم تو نيز بار ديگر از من در گذر. اى خداوند، اگر با خود وعده كرده ام كه در طاعت تو قصور نكنم و به وعده خويش وفا ننموده ام، مرا ببخش. بار خدايا، اگر به زبان به تو تقرب جسته ام و به دل خلاف آن كرده ام، بر من مگير.

اى خدا، بيامرز براى من هر اشارت كنايه آميز را كه به گوشه چشم كرده ام و هر سخن نابجا را كه از دهانم جسته است و نيز خواهشهاى دل و لغزشهاى زبانم را.
  1. «وَأَيْتُ» از مادّه «وَأى» (بر وزن رأى) به معناى تصميم گرفتن بر چيزى، توأم با قصد وفاى به آن است وبه تعبير ديگر: وعده هايى که انسان با خويشتن مى گذارد; در حالى که «وعده» به معناى قرارهايى است که انسان با ديگرى مى گذارد، و گاه هر دو (وأى و وعد) به يک معنا به کار مى رود. در تقدير چنين بوده: «وَأَيْتُ مِنْ نَفْسِي مَعَ رَبِّي.»
  2. «رَمَزات»: جمع رَمْزة (بر وزن غمزه) به معناى اشاره با چشم و اَبرو و گاه با لب ها است و بعضى گفته اند «رمز» در اصل به معناى حرکت دادن لب ها براى بيان مطلبى است، بى آنکه صدايى در آن باشد و گاه به معناى اشاره با چشم و ابرو مى آيد. «اَلحاظ» جمع «لَحْظ» (بر وزن محض) به معناى نگاه کردن با گوشه چشم است و اين کار گاهى به منظور بى اعتنايى و تحقير نسبت به چيزى انجام مى شود و گاه براى استهزا يا سخريّه و يا عيب جويى!
  3. «سَقَطات» جمع «سقط» (بر وزن فقط) به معناى هر چيز پست و بى ارزش است: خواه متاع پست و بى ارزش باشد يا سخن يا فعلى اينچنين. ولى از بعضى منابع لغت چنين استفاده مى شود که «سَقطات» جمع «سَقْطه» (بر وزن دفعه) به معناى لغزش است; بنابراين «سَقَطَاتِ الاَْلْفَاظِ» اشاره به لغزشهايى است که انسان در تعبيرات و سخنان خود مرتکب مى شود و گاه منتهى به گناهانى مى گردد. بنابراين با «هَفْوة» معناى مشابهى پيدا مى کند. «هَفَوات» جمع «هَفوه» (بر وزن دفعه) به معناى لغزش است: خواه در سخن باشد يا در عمل. اين مادّه به معناى سرعت نيز آمده است و از آنجا که سرعت، سبب لغزش مى شود، هر دو معنا به يک ريشه باز مى گردد. در واقع «سَقَطَاتِ الاَْلْفَاظِ» از قبيلِ اضافه صفت، به موصوف است و به معناى «الاَْلْفَاظُ السَّاقِطَةِ» مى باشد; ولى «هَفَوَاتِ اللِّسَانِ» چنين نيست.