قُلْ إِنِّی عَلَی بَیِّنَةٍ مِّن رَّبِّی وَکَذَّبْتُم بِهِ مَا عِندِی مَا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ إِنِ الْحُکْمُ إِلَّا لِلَّهِ..(۵۷)

از ویکی تنزیل
پرش به: ناوبری، جستجو

ترجمه

قُلْ إِنِّی عَلَی بَیِّنَةٍ مِّن رَّبِّی وَکَذَّبْتُم بِهِ مَا عِندِی مَا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ إِنِ الْحُکْمُ إِلَّا لِلَّهِ یَقُصُّ الْحَقَّ وَهُوَ خَیْرُ الْفَاصِلِینَ (۵۷) بگو: «من دلیل روشنی از پروردگارم دارم؛ و شما آن را تکذیب کرده اید! آنچه شما در باره آن (از نزول عذاب الهی) عجله دارید، به دستِ من نیست! حکم و فرمان، تنها از آنِ خداست! حق را از باطل جدا می‌کند، و او بهترین جداکننده (حق از باطل) است. » (۵۷)

تفسیر

نهج البلاغه خطبه ۳۰ جریان قتل عثمان لله حکم

۳۰- و من كلام له ع في معني قتل عثمان و هوحكم له علي عثمان و عليه و علي الناس بما فعلوا وبراءة له من دمه لَو أَمَرتُ بِهِ لَكُنتُ قَاتِلًا أَو نَهَيتُ عَنهُ لَكُنتُ نَاصِراً غَيرَ أَنّ مَن نَصَرَهُ لَا يَستَطِيعُ أَن يَقُولَ خَذَلَهُ مَن أَنَا خَيرٌ مِنهُ [۱]وَ مَن خَذَلَهُ لَا يَستَطِيعُ أَن يَقُولَ نَصَرَهُ مَن هُوَ خَيرٌ منِيّ [۲] وَ أَنَا جَامِعٌ لَكُم أَمرَهُ استَأثَرَ فَأَسَاءَ الأَثَرَةَ وَ جَزِعتُم فَأَسَأتُمُ الجَزَعَ وَ لِلّهِ حُكمٌ وَاقِعٌ فِي المُستَأثِرِ وَ الجَازِعِ


نهج البلاغه خطبه ۴۰ سوء استفاده از لا حکم الا لله

۴۰- و من كلام له ع في الخوارج لماسمع قولهم « لاحكم إلالله » قَالَ ع كَلِمَةُ حَقّ يُرَادُ بِهَا بَاطِلٌ نَعَم إِنّهُ لَا حُكمَ إِلّا لِلّهِ وَ لَكِنّ هَؤُلَاءِ يَقُولُونَ لَا إِمرَةَ إِلّا لِلّهِ وَ إِنّهُ لَا بُدّ لِلنّاسِ مِن أَمِيرٍ بَرّ أَو فَاجِرٍ يَعمَلُ فِي إِمرَتِهِ المُؤمِنُ وَ يَستَمتِعُ فِيهَا الكَافِرُ وَ يُبَلّغُ اللّهُ فِيهَا الأَجَلَ وَ يُجمَعُ بِهِ الفيَ ءُ وَ يُقَاتَلُ بِهِ العَدُوّ وَ تَأمَنُ بِهِ السّبُلُ وَ يُؤخَذُ بِهِ لِلضّعِيفِ مِنَ القوَيِ ّ حَتّي يَستَرِيحَ بَرّ وَ يُستَرَاحَ مِن فَاجِرٍ

وَ فِي رِوَايَةٍ أُخرَي أَنّهُ ع لَمّا سَمِعَ تَحكِيمَهُم قَالَ حُكمَ اللّهِ أَنتَظِرُ فِيكُم وَ قَالَ أَمّا الإِمرَةُ البَرّةُ فَيَعمَلُ فِيهَا التقّيِ ّ وَ أَمّا الإِمرَةُ الفَاجِرَةُ فَيَتَمَتّعُ فِيهَا الشقّيِ ّ إِلَي أَن تَنقَطِعَ مُدّتُهُ وَ تُدرِكَهُ مَنِيّتُهُ [۳]

تعبیر

فقه

  1. خوارش کرد کسی که یاریش نکرده ( و من از این فرد بهترم )
  2. یعنی یه فتنه ی شد که نه کمک و خذلان درست نبود باید سعی در اصلاح و دعوت به ارامش میکردی و علی ع کرد لذا او نه نهی کرد شورشی ها را و نه امر و این چیزی بود که عده ی را بر اتهام علی واداشت و دیگر اطرافیان امیرالمومنین ع که عده ی طالب قصاص انها بودند و حضرت میگفتند اگر شما قاتل و کمک کار فتنه نبودید حداقل ولی دم نیستید و تازه امر شخصی نیست که ولی دم تصمیم بگیرد حکومتی است باید بیعت کنید در انچه مسلمین درامده اند درایید تا درباره خون عثمان حکم شود و از طرفی مثل محمد بن ابی بکر را متهم میکردند ولی حضرت میگفتند بر فرض اثبات قاتل باز هم مساله صاف نیست که قاتل را قصاص کنید دو طرف کوتاهی هایی داشته اند گویا حضرت برای کسانی که امر ولایی و حکومتی حضرت قبول نداشتند میخواستند بگویند که کار را باید به خدا واگذارید لله حکم .ولاحول و لاقوه الا بالله
  3. در خطبه زیبا فرق بین حکم و حاکم را مشخص کردند وظایف حاکم و دلیل نیاز به حاکم را بیان کردند ولی بیشتر رنگ عقلایی دارد با خوارج که مشگل در فهم امور عقلایی دارند چه جالب دست روی همین مطلب گذاشتند ولی افسوس که میخ اهنین نرود در سنگ