خطبه ۸۲ نهج البلاغه

از ویکی تنزیل
پرش به: ناوبری، جستجو

و من كلام له (علیه السلام) في ذم صفة الدنيا: مَا أَصِفُ مِنْ دَار أَوَّلُهَا عَنَاءٌ، [۱]وَآخِرُهَا فَنَاءٌ! فِی حَلاَلِهَا حِسَابٌ، وَ فِی حَرَامِهَا عِقَابٌ. مَنِ اسْتَغْنَى فِیهَا فُتِنَ، وَ مَنِ افْتَقَرَ فِیهَا حَزِنَ، وَ مَنْ سَاعَاهَا [۲] فَاتَتْهُ، وَ مَنْ قَعَدَ عَنْهَا وَاتَتْهُ، وَ مَنْ أَبْصَرَ بِهَا بَصَّرَتْهُ، [۳]وَ مَنْ أَبْصَرَ إِلَیْهَا أَعْمَتْهُ.[۴] [قال الشريف أقول و إذا تأمل المتأمل قوله (علیه السلام) «و من أبصر بها بصرته» وجد تحته من المعنى العجيب و الغرض البعيد ما لا تبلغ غايته و لا يدرك غوره لا سيما إذا قرن إليه قوله «و من أبصر إليها أعمته» فإنه يجد الفرق بين أبصر بها و أبصر إليها واضحا نيّرا و عجيبا باهرا].


العَنَاء: سختى، رنج. سَاعَاهَا: براى آن سعى كرد. وَاتَتْهُ: موافق و مطيع او شد. عَناء: زحمت و مشقت سَاعا: با آن به تلاش و مسابقه بپردازد و بخواهد از آن جلو گيرد فاتَته: از او سبقت مى‏ گيرد و از دستش مى‏ رود قَعَد: نشست، بازنشست وَاتَتهُ: باو رام مى‏شود، اطاعت مي كند بَصَّرَته: او را بصير و بينا مي كند أعمَته: او را كور مي كند


سخنى از آن حضرت (ع) در نكوهش دنيا: چه بگويم در باره سرايى، كه آغازش رنج است و پايانش زوال و فنا حلالش را حساب است و حرامش را عقاب. هر كه در آن بى نياز شود در فتنه و بلا افتد و هر كه نيازمند بود غمگين شود. هر كه براى به چنگ آوردنش تلاش كند، بدان دست نيابد و آنكه از تلاش باز ايستد، دنيا خود به او روى نهد. هر كه به چشم عبرت در آن نگرد، ديده بصيرتش روشن گردد و هر كه به ديده تمنا در آن بيند، ديدگانش را كور گرداند.

من (سید رضی) مى گويم: اگر كسى در سخن آن حضرت (ع) كه مى گويد: «من أبصر بها بصّرته»، تأمل كند دريابد، كه در آن چه معنى شگفت انگيز و مقصود والايى است كه كس به نهايت آن نتواند رسيد و عمق آن در نتواند يافت. بويژه، اگر اين جمله را با جمله «و من ابصر اليها اعمته» در كنار هم نهد، فرق ميان «أبصر بها» و «ابصر اليها» را به روشنى دريابد و بداند كه در فصاحت و بلاغت تا چه پايه فرا رفته است
  1. «عَناء» به معناى رنج و مشقّت است و از همين رو به اسير «عانى» مى گويند; چرا که در رنج و مشقّت است.
  2. «سَاعَى» از مادّه «سَعْى» در اصل به معناى دويدن است و به تلاش و کوشش نيز «سعى» گفته مى شود. گويى انسان به دنبال چيزى مى دود. در جمله بالا اشاره به کسانى است که به دنبال دنيا مى دوند و گويى با هم مسابقه مى دهند و هر يک بر ديگرى پيشى مى گيرد و يا اشاره به اين است که آنها به دنبال دنيا مى دوند و دنيا هم از آنها فرار مى کند. جمعى از ارباب لغت اين واژه را به معناى «دعوت کردن کنيزان به اَعمال منافى عفّت» دانسته اند; بنابراين خطبه بالا اشاره به نکته ظريف ترى مى کند; دنيا را به کنيز بدکارى تشبيه نموده که دنياپرستان به دنبال او مى دوند.
  3. «وَاتَتْهُ» از مادّه «مُواتاة» به معناى دنبال شخص، يا چيزى رفتن و از او اطاعت کردن است.