إِنَّ الَّذِینَ یَکْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَیِّنَاتِ وَالْهُدَی مِن بَعْدِ مَا.. وَیَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ (۱۵۹)

از ویکی تنزیل
پرش به: ناوبری، جستجو

ترجمه

إِنَّ الَّذِینَ یَکْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَیِّنَاتِ وَالْهُدَی مِن بَعْدِ مَا بَیَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِی الْکِتَابِ أُولَئِکَ یَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَیَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ (۱۵۹) کسانی که دلایل روشن، و وسیله هدایتی را که نازل کرده ایم، بعد از آنکه در کتاب برای مردم بیان نمودیم، کتمان کنند، خدا آنها را لعنت می‌کند؛ و همه لعن کنندگان نیز، آنها را لعن می‌کنند؛ (۱۵۹)


تفسیر

نهج البلاغه خطبه نوزدهم و لعنت لاعین بر اشعث

۱۹- و من كلام له ع قاله للأشعث بن قيس [۱] و هو علي منبر الكوفة يخطب، فمضي في بعض كلامه شيءاعترضه الأشعث فيه، فقال يا أمير المؤمنين، هذه عليك لا لك، فخفض عليه السلام إليه بصره ثم قال مَا يُدرِيكَ مَا عَلَيّ مِمّا لِي [۲] عَلَيكَ لَعنَةُ اللّهِ وَ لَعنَةُ اللّاعِنِينَ حَائِكٌ ابنُ حَائِكٍ [۳] مُنَافِقٌ ابنُ كَافِرٍ وَ اللّهِ لَقَد أَسَرَكَ الكُفرُ مَرّةً وَ الإِسلَامُ أُخرَي [۴] فَمَا فَدَاكَ مِن وَاحِدَةٍ مِنهُمَا مَالُكَ وَ لَا حَسَبُكَ [۵] وَ إِنّ امرَأً دَلّ عَلَي قَومِهِ السّيفَ وَ سَاقَ إِلَيهِمُ الحَتفَ [۶]لحَرَيِ ّ أَن يَمقُتَهُ الأَقرَبُ وَ لَا يَأمَنَهُ الأَبعَدُ [۷]

تعبیر

فقه

  1. بزرگ قبیله کنده و کارگزار عثمان بن عفان و حضرت علی در آذربایجان‌ بود. وی در توقف جنگ صفین و راه‌اندازی ماجرای حکمیت نقش عمده‌ای داشت.او در سنه الوفود از حضرالموت به مدینه امد و مسلمان شد بعد پیامبر ص با فرستاد ابوبکر به شرط ریاست بر قبله ش جنگید ولی بعد تسلیم شده ابوبکر او را بخشید و خواهرش ام فرو را به عقدش دراورد ابوبکر اخرعمر از این عمل پشیمان شد در جنگ قادسیه و یرموک و فتح عراق شرکت داشت و یک چشم را از دست داد در زمان عثمان حاکم آذربایجان شد در زمان حضرت امیر ابقا شد در توطئه قتل امیرالمومنین ع رد پایش در تاریخ گزارش شده دخترش جعده در قتل امام حسن ع دخیل بود پسرش محمد در شهادت امام حسین ع در کربلا دخیل بود پسر دیگرش قیس با اینکه نامه برای امام نوشت بود به عبیدالله پیوست و همو لباس امام را غارت کرد انا لله و انا الیه راجعون زمان امام صادق نوادگانش اجازه دخول خواست اجازه نداند لعنه لاعین بر هرکه امیرالمومنین لعنش کرد
  2. كان اميرالمومين عليه السلام يتكلم في امر الحكمين، فقام رجل من اصحابه، و قال نهيتنا عن الحكومه ثم امرتنا بها، فلم ندر اي الامرين ارشد؟ فصفق عليه السلام باحدي يديه علي الاخري و قال هذا جزاء من ترك العقده، و اراد بذلك ان تحكيم الحكمين كان جزائكم حيث تركتم معقد الامر و هو خلافته عليه السلام و رضيتم بالتحكيم الذي لا يدري ما عاقبته، فظن الاشعث ان الامام اراد بذلك جزاء نفسه، حيث حارب القوم، فقال الاشعث قوله مريدا بذلك ان هذا الكلام في ضررك يا اميرالمومنين لا في نفعك، فقال الامام: ما يدرك و هنا قول آخر ذكره ابن ميثم،
  3. حائک به بافنده گویند ایا شغلش او و پدرش بافندگی بوده یا مجاز از بافندگی عقاید و افکار باطل در ذهن است نظیر "الشعراء یتبعهم الغاوون"زیانکاران از شعرا تبعیت میکنند در حدیث امده مراد از شعراء کسانی هستند که عقاید بدعت میگذارند.اما شغل بافندگی : بو اسماعیل رازى می‌گوید: «همراه دو لباس نزد امام صادق(ع) رفتم، امام فرمود: «اى ابواسماعیل! از منطقۀ شما لباس‌‌هاى زیادى براى ما می‌آید ولى هیچ‌‌یک از آنها مثل این دو لباسى نیست که در دست تو است! گفتم: فدایت گردم، مادر اسماعیل می‌ریسد و من می‌بافم. امام فرمود: بافنده هستى؟ گفتم: آرى، امام فرمود: بافنده نباش! گفتم: چه کاره باشم؟ امام(ع) فرمود: صیقل ‏دهنده شمشیر باش...»!‌کلینی ج ۵. امّ حسن نخعى می‌گوید: امام علی(ع) از کنارم می‌گذشت که از من پرسید: امّ الحسن! چه می‌کنى؟ گفتم: می‌بافم، فرمود: آگاه باش که بافندگى، از حلال‌‏ترین کسب‏‌ها است.کافی۵ عَمَلُ‏ الْأَبْرَارِ مِنَ‏ النِّسَاءِ الْغَزْل»‏؛ ورام بن أبی فراس روایتی نیز وجود دارد که به معنای دیگری از بافندگی اشاره می‌کند: هنگامی که در حضور امام صادق(ع) از ملعون بودن بافنده سخن گفته شد، امام فرمود: منظور از بافنده‏ در حقیقت، کسى است که بر خدا و رسول او دروغ ببافد.کافی ج ۲ «لا تستشیروا المعلّمین و لا الحَوَکة فإنّ اللّٰه تعالى قد سلبهم عقولهم»؛ طباطبائى بروجردى، حسین، جامع أحادیث الشیعة، ج ‌22، ص 720. جمع روایات به این است که بافندگی برای زن خوب و حلال و ممدوح است و برای مردها مکروه و سبب نقصان عقل شده چنانچه سرو گله زدن با بچه ها میشود البته امروزه با سیستم کلاس و ناطم و مدیر تا حدی تعدیل شده ولی اگر کسی احساس سبکی بهش دست میدهد باید انرا ترک کند البته معلم غیر از استاد بودن است .معلم صبیانی که رعایت نمیکنند مراد است بچه های خرد سال .بهتر است معلمی کودکان را تا ابتدایی اگر زنان در اجتماع امده اند به انها واگذار شود تا جو مدرسه هم هم برای بچه تلطیف شود .اما استحباب شغل شمشیر سازی و صیقل دادن ان برای مرد و جلالش برای او و جامعه و دراند خوبی که دارد بر کسی پوشیده نیست "اعدوا لهم ما استطعتم من قوه "شور و حماسه را در جان نگه داشتن است اماده ظهور شدن است ولاحول ولاقوه الابالله
  4. فقد وقع بين طائفتين من الكفار مقاتله فغلب الجانب الاخر و اسروا في جمله اسراهم الاشعث،اسر الاشعث و فدي بثلاثه آلاف بعير لم يفد بها عربي قبله و لا بعده و ارتد الاشعث بعد موت الرسول صلي الله عليه و آله و سلم فقاتله المسلمون و غلبوا عليه و اسروه ابي بكر ثم عفا عنه،
  5. اي لم ينفعك اموالك و لا مزاياك في عدم الاسر، فلقد اسرت مع ما كان لك من الاموال و الحسب- كما زعمت- و ليس ذلك الا لانحراف شخصك عن الجاده المستقيمه حتي انك كنت ف ي كل واحد من الكفر و الاسلام منحرفا
  6. در جنگ با مسلمانان زمان ابوبکر با ترفندی برای خود و خانواده ش امان گرفت و قبیله خود را استثنی کرد و معروف به عرف النار شد .اي ارشد السيف الي قومه ليقتلهم، فانه كما تقدم فتح باب الحصن حتي هجم المسلمون و قتلوا ثما نمائه رجل من قومه، و كان ذلك منه استيثارا لنفسه و ترجيحا لنجاته علي نجات اقوامه، و ياتي احتمال اخر في هذا (و ساق اليهم الحتف) هو الموت- و اللفظان كنايه- (لحري) اي جدير (ان يمقته الاقرب) اي يغضب عليه اقربائه و عشيرته
  7. قال السيد الشريف يريد ع أنه أسر في الكفر مرة و في الإسلام مرة. و أما قوله ع دل علي قومه السيف فأراد به حديثا كان للأشعث مع خالد بن الوليد باليمامة غر فيه قومه ومكر بهم حتي أوقع بهم خالد و كان قومه بعد ذلك يسمونه عرف النار و هواسم للغادر عندهم